الشيخ السبحاني
183
نظام اخلاقى اسلام (تفسير سوره مباركه حجرات) (فارسى)
اصولا ايمان و اعتقاد به يك چيز ، آنچنان در انسان ، حب و علاقه شديدى ايجاد مىكند كه گاهى بىاختيار به آن عشق مىورزد ، و ناگفته پيداست كه عشق ، يك احساس باطنى و درونى است كه به طور خودكار در انسان تحرك ايجاد مىكند . قدرت و تحركى كه اين « احساس » در درون انسان به وجود مىآورد و طوفانى و هيجانى كه عاطفهء انسانى در محيط زندگى توليد مىكند ، هرگز استدلال و منطق نمىتواند همانند آن را ايجاد كند . گاه مىشود كه دهها منطق و برهان در برابر احساس درونى به زانو درمىآيد و با شكست روبهرو مىگردد ، ولى هنگامى كه همان « احساس » با احساس تندتر و شديدترى روبهرو گردد ، بىاختيار اثر خود را از دست داده و انسان تسليم احساس قوىتر مىگردد ؛ مثلا افرادى كه علاقهء زياد به مال و ثروت دارند ، گاهى با هيچ منطق و برهانى نمىتوان يك ريال از آن پول گرفت ، ولى هنگامى كه فرزندشان دچار بيمارى مىشود ، غريزه علاقه به كودك بر حس علاقه به مال ، غالب و پيروز مىگردد و احيانا نيمى از زندگى خود را در راه بهبود فرزند بيمار خود صرف مىكنند . احساسات و عواطف ، بلكه كليه غرايز انسانى ، يك نوع تحرك و جنبش شديدى در انسان به وجود مىآورند كه اگر به شيوهاى صحيح كنترل نشوند ، چهبسا حد و مرزى براى خود نشناسند ؛ اگر در طول تاريخ مردان فداكارى را مىيابيم كه در راه پيشبرد اهداف خود ، سر از پا نشناخته و ديوانهوار همهء شؤون خود را فداى هدف